اکولوژی منظر


 منظر همواره در معرض آسیب و اختلالات ناشی از عملکردهای مختلف انسان بوده است. رشد و تکامل سکونتگاههای انسانی به عنوان مکانی برای استقرار و زیستن جمعی انسانها و متعاقبا توسعه ی زیرساختها و امکانات مورد نیاز انسان شهرنشین، ساختار منظر و کارکردهای آنرا تغییر داده و ارزشهای اکولوژیک آنرا تنزل داده و از بین برده است. توسعه بی رویه شهرها در بستر طبیعی و بکر، منجر به تغییر در آرایش فضایی اجزای منظر و گسست لکه های پوشش گیاهی بومی و زیستگاه­ها و انزوای آنها در میان بستری از ساخت و سازهای شهری متراکم و مرتفع، بلوکهای شهری و تاسیسات و زیرساختها شده است. انواع آلودگی های هوا، افت کیفیت آب و خاک، رطوبت کمتر و اقلیم گرم­تر، اکوسیستم های آسیب دیده، زیستگاه­های تخریب شده و حذف شده، انقراض گونه های جانوری و گیاهی بومی و حضور گونه های مهاجم و خارجی در اکوسیستم ها، تنها بخشی از تاثیرات و تغییرات انسانی است که بر ساختار منظر حادث شده است. این تغییرات ساختاری منظر برکارکردها و فرایندهای منظر تاثیر گذاشته و موجب تغییرات مضاعف می گردد. به طور مثال گسست زیستگاه ها و لکه های گیاهی طبیعی، فرایندهای زیستی چون پراکنش و جابه جایی جانوران در سطح منظر شهری را مختل می کند و فرو افت جمعیتهای جانوری  و در نهایت انقراض گونه های جانوری و زیستگاه­های آنها را در پی خواهد داشت. در این میان بوم شناسی، دانشی است که مشخصا تاثیرات متقابل انسان و سایر جانداران و محیط زیستشان را در مقیاسها و با رویکردهای مختلف مورد مطالعه و بررسی قرار می دهد.  بوم شناسی منظر یکی از جوانترین شاخه های بوم شناسی است که پس از جنگ جهانی دوم در کشورهای اروپای میانه و شرقی متولد شد و سپس به آمریکای شمالی و آسیا گسترش یافت. واژه ی " بوم شناسی منظر" در اواخر دهه 1930، با هدف تلفیق دو رویکرد فضایی"افقی" جغرافیدانان با رویکرد کاربردی"عمودی" بوم شناسان بوجود آمد. این دانش پویا و جهان شمول زمینه ی پیوند شاخه های مختلف بوم شناسی و سایر علوم همچون جغرافیا، گیاهشناسی، جانورشناسی، طراحی و معماری منظر را فراهم کرده است. بوم شناسی منظر یکی از امیدوار کننده ترین  شاخه های بوم شناسی، بسیار متفاوت ولی با روح مشترک است که مبتنی بر ابعاد محدود مطالعات، همپوشانی دقیق تر داده ها و اطلاعات پردازش شده در دنیای واقعی و در فرآیندهای جدید "مجازی" است. در این پارادایم ، منظر یک کلیت پویا است یک سیستم پیچیده، تو در تو و خود نظم دهنده است که شامل ساختاری نامتجانس ولی تکرارشونده و عملکرد ناشی از آن می باشد. ساختار منظر سلسله مراتبی ست و شامل الگوی فضایی و یا طرز قرارگیری و آرایش فضایی اجزای منظر ( لکه ها، دالانها، موزائیک لکه ها و زمینه) می باشد. شناخت ساختار منظر نیاز به درک این پیچیدگی دارد. عملکرد منظر نیز متاثر از ساختار  آن و ارتباطات حاکم بر اجزای آن می باشد، جریان حرکت جانوران، آب، مواد و انرژی ، به کمک همین ساختار  شکل می گیرد. بدیهی است که  هرگونه تغییری در ساختار منظر متقابلا بر عملکرد آن تاثیر می گذارد. تحقیقات متاثر از دانش بوم شناسی منظر، از مطالعات پیچیده در باب مقایسه ادراک انسانی با فرایندهای طبیعی تا مطالعات ساده تر با دیدگاه اکولوژیک در مقیاس کلان را شامل می شود  . مطالعات بسیاری صرفا با هدف شناخت، کمی سازی و تحلیل، تفسیر و قیاس ساختار فضایی منظر با استفاده از تفسیر عکسهای هوایی و سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی انجام شده است. در این میان انتخاب یک مقیاس درست برای  قرار دادن  یک الگو و یا یک فرایند در فضای واقعی ، یکی از اهداف مهم و مشترک بوم شناسان منظر می باشد  . اساسا پرداختن به مفهوم فضا بدون بهره گیری از اصول بوم شناسی منظر ممکن نیست. آنچه بیشتر برنامه ریزان و معماران منظر را به سمت پارادایم فکری بوم شناسی منظر پیش می برد ارائه ی راهکارها و راهبردهایی است که موجب ایجاد انسجام و توازن میان انسان و منظر می باشد. از رویکردهای جذابی که باعث شده خیلی از معماران و طراحان منظر به دانش اکولوژی منظر علاقه مند شوند، مرمت اکولوژیک می باشد. اکولوژی مرمت همچون اکولوژی منظر یکی از زیر شاخه های علم اکولوژی ست که در دهه 1980 شکل گرفته است. به طور کلی نقطه اشتراک این دو دانش، مطرح شدن اکولوژی مرمت در مقیاس منظر و در بررسی روابط و الگوها و فرایندهای حاکم بر اجزای سیمای سرزمین است. مرمت با هدف بازگرداندن یک سیستم تنزل یافته به حالتی بهینه، مولد، ارزشمند و از نظر زیبایی شناسی مطلوب می باشد. در این میان تعیین حالت بهینه و اکوسیستم طبیعی مورد هدف مرمت، دشوار و مورد بحث است بخصوص در رابطه با منظر که سابقه ای طولانی از سکونت انسان دارد. مرمت اکولوژیک در مقیاسهای مختلف صورت می پذیرد از تلاشهای محلی کوچک برای مرمت سایتهای خاص آسیب دیده همچون زمینهای قهوه ای و اراضی آلوده ی صنعتی تا برنامه های مرمتی در مقیاس منظر و منطقه با هدف ایجاد ثبات در جریانها و فرایندها همچون مرمت دالان رودخانه های شهری و یا مرمت شبکه های سبز شهری. همچنین از دیگر رویکردهایی که طراحی را با مباحث اکولوژی پیوند می دهد، زیبایی شناسی اکولوژیک  می باشد. زیبایی مناظر در سراسر جهان به طور نگران کننده ای در حال کاهش است و  می توان علل آن را در توسعه شهری­، فشرده سازی کشاورزی و تغییر کاربری اراضی جست و جو کرد. از آنجا که مناظر خوش چشم انداز هم برای انسانها و هم برای حیات وحش جذاب هستند، واکاوی این کیفیت منظر و شیوه های سنجش آن مورد بحث طراحان و بوم شناسان منظر می باشد. در اتخاذ رویکرد بوم شناسی منظر توسط طراحان و برنامه ریزان منظر دو آفت ممکن است وجود داشته باشد که توسط فارینا  برشمرده شده است و لازم است طرح شود: اول اینکه به دلیل همپوشانی و درهم آمیختگی شدید انسان ومحیط و منظر، در حال حاضر خطر در نظر گرفتن بوم شناسی منظر از دیدگاه صرفا انسان محور بسیار زیاد است، و این می تواند یک رشته ی متعصبانه خالی از بازبینی ها و تأییدهای نظری و تجربی ایجاد کند. از طرف دیگر، نبود عمق دانش کافی در حوزه ی بوم شناسی باعث شود که طی مطالعه رویکرد بوم شناسی منظر به "بوم شناسی در مقیاس گسترده" ساده شود که، به این ترتیب یک نگاه غیرقابل قبول و کاهشی از بوم شناسی منظر خواهد بود. شناخت عمیق و گسترده از دانش بوم شناسی و توجه به  تمامی فرایندها و زیستمندان منظر می تواند بر کابرد موثرتر این رویکرد توسط طراحان و برنامه ریزان منظر بیافزاید. امید است که کابرد موثر این رویکرد در مطالعات منظر، بتواند منتج به راهبردها و اقدامات بهینه در جهت  یکپارچگی، انسجام و پایداری مناظر باشد.